فریدون مشیری - صفحه اصلی انجمن



Login form

Welcome Guest!

Site friends

Our poll

Rate my site
Total of answers: 82
M A T B O O X

فریدون مشیری - صفحه اصلی انجمن

[ New messages · Members · Forum rules · Search · RSS ]
Page 1 of 11
Forum moderator: Nastaran 
صفحه اصلی انجمن » ادبیات » شعر های شاعران » فریدون مشیری
فریدون مشیری
NastaranDate: Sunday, 2008-10-05, 4:54 PM | Message # 1
Lieutenant
Group: مدیر بخش
Messages: 9
Reputation: 1
Status: Offline
کوچه باغ های مهتابی
بی تو شبی باز آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید؛ عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست براورده به مهتاب
شب و صحرا و گل وسنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش که فردا دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتی که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گفتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم
اشکی از شاخه فروریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم امد که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم نه رمیدم
رفت ظلمت آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم
بی تو اما من به حالی من آز آن کوچه گذشتم
فریدون مشیری
 
صفحه اصلی انجمن » ادبیات » شعر های شاعران » فریدون مشیری
Page 1 of 11
Search: